تبلیغات
عکس ... طنز ... سرگرمی

امروز:

فرایند پیر شدن

» نوع مطلب : طنز ،

چند دوست قدیمی که همگی ٤٠ سال سن داشتند می‌خواستند باهم قرار بگذارند که شام را با همدیگر صرف کنند. پس از بررسی رستوران‌های مختلف سرانجام باهم توافق کردند که به رستوران چشم‌انداز بروند زیرا خدمتکاران زیبایی دارد. ١٠ سال بعد که همگی ٥٠ ساله شده بودند دوباره تصمیم گرفتند که شام را با همدیگر صرف کنند. و پس از بررسی رستوران‌های مختلف، سرانجام توافق کردند که به رستوران چشم‌انداز بروند زیرا غذای خیلی خوبی دارد. ١٠ سال بعد در سن ٦٠ سالگی، دوباره تصمیم به صرف شام با همدیگر گرفتند و سرانجام توافق کردند که به رستوران چشم‌انداز بروند زیرا محیط آرام و بی‌ سر و صدایی دارد. ١٠ سال بعد در سن ٧٠ سالگی، دوباره تصمیم گرفتند که شام را با هم بخورند و سرانجام پس از بررسی رستوران‌های مختلف تصمیم گرفتند که به رستوران چشم‌انداز بروند زیرا هم آسانسور دارد و هم راه مخصوص برای حرکت صندلی چرخدار. و بالاخره ١٠ سال بعد که همگی ٨٠ ساله شده بودند یک بار دیگر تصمیم گرفتند که شام را با همدیگر صرف کنند و پس از بررسی رستوران‌های مختلف سرانجام توافق کردند که به رستوران چشم‌انداز بروند زیرا تا به حال آنجا نرفته‌اند


نوشته شده در : یکشنبه 1 دی 1392  توسط : محمود.    نظرات() .

در ﮐﻼ‌ﺱ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ

» نوع مطلب : طنز ،

ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﮐﻼ‌ﺱ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﯾﮏ ﺟﻠﺴﻪ ﻋﻤﻠﯽ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﺷﻮﺩ.
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻗﻔﺴﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻣﻮﺵ ﻧﺮ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﻥ ﻗﺮﺍﺭ
ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻣﻮﺵ ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻭﺳﻂ ﻗﻔﺲ ﺑﻮﺩ.ﺍﺳﺘﺎﺩ ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﮐﯿﮏ
ﺭﺍ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﻤﺖ ﻗﻔﺲ ﻭ ﯾﮏ ﻣﻮﺵ ﻣﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﻤﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﻗﻔﺲ
 ﻧﮕﺎﻩ ﺩﺍﺷﺖ.
ﻣﻮﺵ ﻧﺮ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﮐﯿﮏ ﺩﻭﯾﺪﻩ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩ.ﺳﭙﺲ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻃﻌﻤﻪ
ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﻤﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﻗﻔﺲ ﮔﺮﻓﺖ.ﻣﻮﺵ ﻧﺮ
ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻧﺎﻥ ﺩﻭﯾﺪ. ﺍﯾﻦ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﻃﻌﻤﻪ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﻮﺵ ﻧﺮ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ
ﻃﻌﻤﻪ ﺩﻭﯾﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﻣﻮﺭﺩﯼ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻣﻮﺵ ﻣﺎﺩﻩ ﻧﺮﻓﺖ.ﺍﺳﺘﺎﺩ
 ﺭﻭ ﺑﻪ ﮐﻼ‌ﺱ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯾﻢ ﮐﻪ ﻏﺬﺍ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ
ﺟﺎﺫﺑﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﺍﺳﺖ.ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﺎﻥ ﺻﺪﺍﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ
ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﺍﺯ ﺭﺩﯾﻒ ﺁﺧﺮ ﮐﻼ‌ﺱ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ:
"ﺍﺳﺘﺎﺩ! ﭼﺮﺍ ﻣﻮﺵ ﻣﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺵ ﻣﺎﺩﻩ ﻫﻤﺴﺮ ﻣﻮﺵ ﻧﺮ ﺑﺎﺷﺪ!"


نوشته شده در : پنجشنبه 14 آذر 1392  توسط : محمود.    نظرات() .

اساتید دانشگاه احمدی نژاد

» نوع مطلب : عکس ،


نوشته شده در : سه شنبه 14 آبان 1392  توسط : محمود.    نظرات() .

شخصیّت اصلی انیمیشن up

» نوع مطلب : عکس ،


نوشته شده در : پنجشنبه 11 مهر 1392  توسط : محمود.    نظرات() .

مشاوره حقوقی رایگان با چاشنی طنز تلخ

» نوع مطلب : طنز ،

سوال : با توجه به اینکه مهریه همسر من حدود 500 میلیون تومان است ولی دیه او فکر کنم یه 90 میلیونی باشد لذا به نظر شما بهتر نیست که به جای پرداخت مهریه اش با خودرو از روی او رد شوم و سپس دیه اش را بپردازم؟

پاسخ : مسلم است که بهتر می باشد فقط نباید فراموش کنید که گاهی عزرائیل هم از پس برخی زنان بر نمی آید پس به نفعتان است پس از رد شدن از روی همسرتان، مجددا دنده عقب گرفته و چندبار رفت و برگشت از رویش رد شوید و جهت محکم کاری چندتا دستی و تیکاف هم روی جسدش بکشید سپس با اورژانس تماس بگیرید!

سوال : اگر یکی از مسافرین هواپیما در حین پرواز تصمیم به هواپیماربایی بگیرد ولی قبل از اینکه اقدامی انجام دهد هواپیما به علت فرسودگی سقوط نماید و همه مسافران بجز همان یکنفر کشته شوند، آیا این فرد جرمی مرتکب شده؟ اگر شده مجازاتش چیس


پاسخ : خیر، جرمی مرتکب نشده منتها از باب حفظ بیت المال و صرفه جویی در مخارج دولت و مجلس، این فرد عامل اصلی سقوط هواپیما شناخته می شود تا از هزینه های مربوط به استیضاح وزیر مربوطه و متعاقبا پس گرفته شدن استیضاح یا گماردن وزیر استیضاح شده درپست جدید جلوگیری بعمل آید.

سوال : یکساعت پیش، عاقد از طریق اینترنت و چت روم، در حال جاری کردن صیغه عقد دائم من و پسر مورد علاقه ام که در شهر دیگری زندگی می کند بود که درست در لحظه ایکه من می خواستم جواب بله را بدهم بواسطه خرابی خطوط، دیسکانکت شدم. حالا تکلیف صیغه نیمه کاره ما چیست؟


پاسخ : شما فقط باید بروید و دعا کنید که در فاصله دی سی شدن تا کانکت مجددتان، هیچ دختری از دخترانیکه در اد لیست یاهوی پسر مورد علاقه تان حضور دارند، آن نشده و پی امی حاوی لفظ « بله » برای او نفرستند وگرنه عجالتا باید باز هم سال ها صبر کنید تا شاید دوباره تقی به توقی بخورد و یکنفر حاضر به ازدواج اینترنتی و آنلاین با شما گردد.

سوال : به موجب ماده 179 قانون مدنی، شکار کردن موجب تملک است پس چرا آقای قاضی، پسران پولداری که توسط من شکار شده اند را به تملک من در نمی آورد؟


پاسخ : مقصود از شکار، استفاده از تیر مخصوص کمان یا تیر اسلحه می باشد و استفاده از سلاح چشم و تیر نگاه جهت شکار شامل این ماده نمی شود. مضافا اینکه شکار شامل حیوانی می شود که ذاتا حیوان است نه انسانی که با دیدن چشم و ابروی شما خر شده!

عبدا... . ج از تهران : من یک دانشگاه خیلی بزرگ با شعب فراوان در سراسر کشور دارم و می خواستم آن را کلا وقف کنم . آیا این کار امکان پذیر است ؟


پاسخ : آقای ع . ج نشان به آن نشان که اول هر ترم مجبورم می کردی پدرم را عین درخت توت آنقدر بتکانم تا پول شهریه از جیب ها و بلکه حلقومش بریزد بیرون ، از ارائه مشاوره رایگان به شما معذورم

نازنین . ل از مشهد : دختری هستم 25 ساله ؛ بمدت 6 ماه به عقد پسری درآمدم که بعدا فهمیدم من را فقط بخاطر ثروت میلیاردی پدرم می خواسته و بهمین دلیل هم از او جدا شدم . حالا می خواستم ببینم تکلیف هدایای میلیونی که در دوران عقد برای او خریدم چیست ؟!


پاسخ : بدلیل حساسیت پرونده ، آدرس می دهم که حضورا به دفترم مراجعه فرمایید تا در خصوص اموال میلیاردی و هدایای میلیونی و ازدواج و آینده مان بطور خصوصی گفتمان نماییم


نوشته شده در : پنجشنبه 4 مهر 1392  توسط : محمود.    نظرات() .

آماری عجیب در مورد انسان ها

» نوع مطلب : عمومی ،

بشر پر حرف ترین موجود روی زمین است. این آمار را اخیرا از سوی پزشکان روسیه منتشر شده است.

این محققان حد متوسط عمر بشر را هفتاد سال گرفته اند که در این مدت انسان ۱۳ سال حرف می زند، ۶ سال غذا می خورد و ۲۳ سال نیز می خوابد.

هر نفر به طور متوسط صدها تن غذا می خورد. اگر وزن افراد را ۷۵ تا ۸۰ کیلو گرم بگیریم باید گفت هر فرد در عمر خود ۱۲۵۰ تا ۱۳۳۵ برابر وزنش غذا می خورد. در مدت یک روز یا ۲۴ ساعت ۱۰۰۰ لیتر هوا تنفس می کند وقلبش در هر ۱ دقیقه ۸۰ تا ۱۰۰ بار می زند. با این شرایط قلب انسان در طول زندگیش دو میلیارد و۵۸ میلیون بار بدون وقفه واغلب بدون کوچکترین مشکلی می زند.

 انسان تنها موجودی است که راست قامت است و روی دو پا راه می رود ودر طول روز به طور متوسط ۲۰ هزار قدم بر می دارد یعنی ۷ میلیون قدم در سال. در ۷۰ سالگی تعداد این قدم ها به ۵۰۰ میلیون می رسد یعنی ۵۰۰ هزار کیلومتر راه رفته است. با این محاسبات می توان نتیجه گرفت که هر فرد در طول زندگیش می تواند ۹ بار کره ی زمین را دور بزند و با پای پیاده به کره ی ماه برود با توجه به اینکه فاصله زمین تا ماه ۳۹۰ هزار کیلومتر است .

بدن انسان به وسیله پوشش شگفت انگیزی محافظت می شود. این پوشش پوست بدن است که در هر ساعت ۳۰ میلیون میکروب روی آن می نشیند و ۲۹ میلیون آن کشته می شود و پس از ۲ ساعت از این ۳۰ میلیون فقط ۷ هزار تای آن باقی می ماند.

در بدن انسان بین ۲ تا ۴ میلیون نقطه ی درد و جود دارد که حساسیت آن نسبت به موقعیت پوست بدن فرق دارد. بدن انسان قدرت مقاومت شگفت انگیزی دارد و می تواند گرمای ۴۴ تا ۴۵ درجه را تحمل کند و حتی اگر به تدریج گرم شود در فضای خشک می تواند ۱۵۰ تا ۱۶۰ درجه حرارت را تحمل کند و بالاترین میزان برودت که بدن قادر به ایستادگی در برابر آن است ۲۷ درجه زیر صفر است.

انسان می تواند ۵۲ روز تنها با خوردن آب زنده بماند. حساسترین عضو بدن چشم است که می تواند ۱۰ هزار رنگ را تشخیص دهد وبالاخره اینکه نوزادان تا ۸ ماهگی دنیا را سیاه وسفید می بینند.


نوشته شده در : جمعه 22 شهریور 1392  توسط : محمود.    نظرات() .

رفیق بد

» نوع مطلب : عکس ،


نوشته شده در : سه شنبه 12 شهریور 1392  توسط : محمود.    نظرات() .

زور ما به قلیان نمی‌رسد

» نوع مطلب : عکس ،


نوشته شده در : شنبه 5 مرداد 1392  توسط : محمود.    نظرات() .

وصف الحال مردها پس از فوت همسر!

» نوع مطلب : طنز ،

 مردها کاین گریه در فقدان همســــــــر می کنند
بعد مرگ همســـــــر خود ، خاک بر سر می کنند !

خاک گورش را به کیسه ، سوی منزل مـــی برند !
دشت داغ سینــه ی خـــــود ، لاله پرور می کنند

چون مجانین ! خیره بر دیوار و بر در مــی شوند
خاک زیر پای خود ، از گریه ، هــــی ! تر می کنند

روز و شب با عکــس او ، پیوسته صحبت می کنند
دیده را از خون دل ، دریای احمـــــر مــــی کنند !

در میان گریه هاشان ، یک نظر ! با قصد خیـــــر !!
بر رخ ناهیـد و مینـــــا و صنــــــوبر می کنند !

بعدِ چنـــدی کز وفات جانگــــــداز ! او گذشـــت
بابت تسلیّت خــود ! فکـــر دیگـــــر مـــی کنند

دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال
جانشیـــــن بی بدیل یار و همســــــر می کنند

کــج نیندیشید !! فکــر همســــــر دیگر نیَند !
از برای بچه هاشان ، فکر مـــادر مـــی کنند !!


نوشته شده در : یکشنبه 15 اردیبهشت 1392  توسط : محمود.    نظرات() .

ﻧﺎﻣﻪ ﯾﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ!

» نوع مطلب : طنز ،

ﻣﺎﺩﺭ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﻢ،ﺑﻊ!
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﮔﻠﻪ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻗﺼﺎﺏﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺳﭙﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﻫﻢ ﺷﺪ.
ﺣﺎﺝ ﺭﺣﯿﻢ ﻗﺼﺎﺏ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺧﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺮﺩ. ﺁﻥ ﺷﺐ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﯽ ﺗﺎ ﺻﺒﺞ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺳﺤﺮ ﮐﺮﺩﻡ؛ ﻫﻤﻪﺍﺵ ﺧﻮﺍﺏ ﭼﺎﻗﻮ ﻣﯽﺩﯾﺪﻡ.
ﺻﺒﺢ ﻗﺼﺎﺏ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺁﺏ ﺁﻭﺭﺩ؛ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺍﺷﮏ ﺟﻠﻮﯼ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﻊ ﺑﻊﮐﺮﺩﻡ.

ﻗﺼﺎﺏ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺗﯿﺰ ﮐﺮﺩﻥﭼﺎﻗﻮﯾﺶ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺭﺿﺎ، ﭘﺴﺮﺵ، ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺩﺳﺖ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻓﺮﺩﺍ ﺷﺎﯾﺪ ﻗﯿﻤﺖ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺸﻮﺩ ﺑﯿﺴﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ.
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺢ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﻗﻀﺎ ﻣﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﯾﻢ.

ﺣﺎﻝ ﻫﻢ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﯼ ﮔﺮﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺧﺮﯾﺪ ﺁﻧﺮﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﻦ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺣﺎﻻ ﺣﺎﻻﻫﺎ ﻣﺮﺩﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ.

ﺍﻣﺎ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺍﺯ ﻗﺼﺎﺏ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﺳﺖ. ﻫﻮﺍﯼ ﻣﺮﺍ ﺩﺍﺭﺩ؛ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐﻢ ﻧﻤﯽﮔﺬﺍﺭﺩ.
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺳﺮﻓﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺩﮐﺘﺮ ﺁﻭﺭﺩ.

ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﻗﺼﺎﺏ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻮﺷﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﻭﺩ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺎ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﺳﺐﻫﺎﯼ ﺭﻭﺳﯽ ﮐﻪ ﺛﺒﺖ ﻣﻠﯽ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ، ﺛﺒﺖ ﻣﻠﯽ ﺑﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺸﻮﯾﻢ ﭘﺸﺘﻮﺍﻧﻪ ﺍﺭﺯﯼ ﺑﺮﺍﯼﻣﻤﻠﮑﺖ!

ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﺸﻮﺩ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻫﻢ ﻓﮑﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺑﮑﻨﻢ.
ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﯽ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺷﺖ ﺁﻭﺭﺩﻩﺍﻧﺪ. ﭼﺸﻢﻫﺎﯾﺶ ﺷﺒﯿﻪ ﺁﻫﻮ ﺍﺳﺖ. ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺩﻝ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﺪﻫﻢ ﺍﺯﺵ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﮐﻨﻢ.

ﻣﺎﺩﺭ! ﺩﯾﮕﺮ ﺯﯾﺎﺩﻩ ﻋﺮﺿﯽ ﻧﯿﺴﺖ.ﺳﻼﻣﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺮﺩﺍﺭﺍﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻧﻢ ﺑﺮﺳﺎﻥ؛ ﺑﻪ ﺳﮓ ﮔﻠﻪ ﻫﻢ ﺳﻼﻡ ﺑﺮﺳﺎﻥ.


نوشته شده در : یکشنبه 15 اردیبهشت 1392  توسط : محمود.    نظرات() .